عدالت و حقيقت خواهى على عليه السلام کامل شده

مطالب دیگر:
📖پیشینه و مبانی نظری انحرافات اجتماعی و جرم زنان📖پیشینه و مبانی نظری انگیزه پیشرفت📖پیشینه و مبانی نظری انگیزه معلمان و مدیران📖پیشینه و مبانی نظری انگیزه وابستگی📖پیشینه و مبانی نظری انواع افسردگی علایم ودر مان آن📖پیشینه و مبانی نظری انواع و شیوع رفتارهای پر خطر📖پیشینه و مبانی نظری اهداف آموزش و پرورش دوره ابتدايي📖پیشینه و مبانی نظری اهداف آموزش وپرورش دوره ابتدای📖پیشینه و مبانی نظری اهداف عمده حسابداری و گزارشهای حسابداری📖پیشینه و مبانی نظری اهداف گزارشگري مالي و تصميم گيري اقتصادي📖پیشینه و مبانی نظری اهداف گزارشگری مالی وسود حسابداری📖پیشینه و مبانی نظری اهمال کاری📖پیشینه و مبانی نظری اوقات فراغت جوانان و دانشجویان📖پیشینه و مبانی نظری ایران خودرو📖پیشینه و مبانی نظری ایمان مذهبی و سلامت روان📖پیشینه و مبانی نظری بازار بورس ، دلايل عمده تامين مالي شركت ها📖پیشینه و مبانی نظری بانکداری اینترنتی📖پیشینه و مبانی نظری باورهای غیر منطقی📖پیشینه و مبانی نظری بررسی مبانی فقهی و حقوقیِ امور ورزشی📖پیشینه و مبانی نظری برنامه ریزی حمل و نقل، سیاست‌های عمده‌ی حمل و نقل پایدار
تحقيق عدالت و حقيقت خواهى على عليه السلام کامل شده|31019538|xhu
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با عدالت و حقيقت خواهى على عليه السلام کامل شده

تحقیق
متشکل از 101 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
عدالت و حقيقت خواهى على عليه السلام
فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق (نهج البلاغهـاز كلام 15)
على عليه السلام مرد حق و عدالت بود و در اين امر بقدرى شدت عمل بخرج ميداد كه فرزند دلبند خود را با سياه حبشى يكسان ميديد،آنحضرت از عمال خود باز جوئى ميكرد و ستمگران را مجازات مينمود تا حق مظلومين را مسترد دارد بدينجهت فرمود:بينوايان ضعيف در نظر من عزيز و گردنكشان ستمگر پيش من ضعيفند.حكومت على عليه السلام بر پايه عدالت و تقوى و مساوات و مواسات استوار بود و در مسند قضا جز بحق حكم نميداد و هيچ امرى و لو هر قدر خطير و عظيم بود نميتوانست رأى و انديشه او را از مسير حقيقت منحرف سازد.على عليه السلام خود را در برابر خدا نسبت برعايت حقوق بندگان مسئول ميدانست و هدف او برقرارى عدالت اجتماعى بمعنى واقعى و حقيقتى آن بود و محال بود كوچكترين تبعيضى را حتى در باره نزديكترين كسان خود اعمال نمايد چنانكه برادرش عقيل هر قدر اصرار نمود نتوانست چيزى اضافه بر سهم مقررى خود از بيت المال مسلمين از آنحضرت دريابد و ماجراى قضيه آن در كلام خود آنجناب آمده است كه فرمايد:و الله لان ابيت على حسك السعدان مسهدا و اجر فى الاغلال مصفدا احب الى من القى الله و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشى‏ء من الحطام.. .
بخدا سوگند اگر شب را (تا صبح) بر روى خار سعدان (كه به تيزى مشهور است) به بيدارى بگذرانم و مرا (دست و پا بسته) در زنجيرها بر روى آن خارهابكشند در نزد من بسى خوشتر است از اينكه در روز قيامت خدا و رسولش را ملاقات نمايم در حاليكه به بعضى از بندگان (خدا) ستم كرده و از مال دنيا چيزى غصب كرده باشم و چگونه بخاطر نفسى كه با تندى و شتاب بسوى پوسيدگى برگشته و مدت طولانى در زير خاك خواهد ماند بكسى ستم نمايم؟
و الله لقد رأيت عقيلا و قد املق حتى استماحنى من بركم صاعا...
بخدا سوگند (برادرم) عقيل را در شدت فقر و پريشانى ديدم كه مقدار يكمن گندم (از بيت المال) شما را از من تقاضا ميكرد و اطفالش را با مويهاى ژوليده و كثيف ديدم كه صورتشان خاك آلود و تيره و گوئى با نيل سياه شده بود