عدالت كيفري و قصاص

تحقيق عدالت كيفري و قصاص|31019534|xhu
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با عدالت كيفري و قصاص

تحقیق
متشکل از 26 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
خلاصه يك قتل
مقاله حاضر به صورت خلاصه در نشستي كه كميته آسيب‌هاي اجتماعي انجمن جامعه‌شناسي ايران درباره پرونده قتل خانم كبري رحمان‌پور برگزار كرد ارايه شد، براي درك بهتر موضوع لازم است كه ماجراي مربوط به پرونده به صورت خيلي خلاصه با استناد به اظهارات وكيل و مطالب مطرح شده در دادگاه كه اجمالاً تكذيب هم نشده‌اند ارايه شود.
خانم كبري رحمان‌پور دختر خانواده‌اي فقير در شهر ري بود كه با اعضاي خانواده خود در اتاقي كوچك زندگي مي‌كرد و برادر كوچكش هم معلول بود. وي پس از اخذ ديپلم در دانشگاه آزاد قبول مي‌شود ولي به علت فقر مالي امكان تحصيل نمي‌يابد، او مانند بسياري از دختران ديگر هم‌طبقه خودش در خيال آمدن جواني با اسب سفيد و ازدواج با او و خلاص شدن از وضع بسيار بد اقتصادي‌اش بود. يكي از نزديكان وي كه در خانه‌اي در شمال شهر خدمتكار بوده است پيشنهاد مي‌كند كه كبري را در اختيار مردي (حدود 60 سال) كه با مادر پيرش زندگي مي‌كند و به لحاظ مالي ثروتمند است قرار دهند. كبري و خانواده در نهايت مي‌پذيرند، و كبري در حالي كه 20 ساله بود، بدون هيچ قرارداد و توافق مكتوبي وارد اين خانه در شمال تهران شده و در اختيار مرد قرار مي‌گيرد، و به خيال خود عروس خانواده مي‌شود، اما مادر مرد، همواره به او گوشزد مي‌كند كه تو در اينجا كلفت و نه چيزي بيشتر هستي، و اين سرزنش كردن‌ها بيشتر و طولاني‌تر مي‌شود تا اين كه پس از چند ماه مرد به دليل درخواست مادر يا اراده خودش تصميم مي‌گيرد كه كبري را اخراج كند، لذا او را سوار خودرو مي‌كند و زير پل سيدخندان وي را پياده كرده و 20 هزار تومان هم هزينه خدماتش يا هر چيز ديگر به او پرداخت كرده و او را به امان خدا مي‌سپارد. دختر مدتي را سرگردان مي‌ماند نه راه پيش دارد (به منزل مرد) و نه راه پس (به منزل پدر) و نه آينده‌اي در انتظارش است، بويژه آن كه دوشيزه وارد منزل مرد شده بود و اكنون اين ويژگي را نيز از دست داده بود. ابتدا تصميم به خودكشي مي‌گيرد، بعداً پشيمان مي‌شود و به سوي خانه مرد روان مي‌شود تا به قول خودش به دست و پاي آنان بيفتد و درخواست كند كه او را بيرون نكنند، وقتي كه به خانه مي‌آيد پيرزن تنها بوده و با تندي او را مي‌راند و طبعاً تنش بالا مي‌گيرد، فارغ از اين كه چگونه چاقوي ميوه‌خوري را از دست پيرزن مي‌گيرد، در حالت عصبانيت و جنون بيش از 20 ضربه چاقو به پيرزن مي‌زند.