عدالت در انديشه ديني

مطالب دیگر:
دانلود طرح توجیهی کارخانه رینگ سازیدانلود طرح توجیهی تولیدی گلاب و انواع عرقیات معطردانلود طرح توجیهی توليد گلداني گريبكس پيكاندانلود طرح توجیهی تاسیس آموزشگاه حسابداریدانلود طرح توجیهی خدمات مشاوره مهندسیدانلود طرح توجیهی خدمات رايانه و مشاوره مديريتدانلود طرح توجیهی تولید خیار درختیدانلود طرح توجیهی توليد داروهای گياهیدانلود طرح توجیهی احداث کارخانه تولید رب گوجه فرنگيتحقیق سردخانهدانلود طرح توجیهی تاسیس نخريسی و نساجیدانلود طرح توجیهی تولید بخاری و آبگرمکندانلود طرح توجیهی کنسرو سازیدانلود طرح توجیهی تولید محصولات فرفوژهدانلود طرح توجیهی محصولات مفتولی با پوشش پلاستیکدانلود طرح توجیهی مخازن پلی اتیلنطرح توجیهی توليد مربا، شربت، شوری، ترشي و حلوادانلود طرح توجیهی مركز راديو تراپی در مان سرطان با پرتو ايكس وگاماطرح توجیهی مصنوعات سنگیدانلود طرح توجیهی معرق کاری
تحقيق عدالت در انديشه ديني|31019528|xhu
در این صفحه از وب سایت برتر با شما هستیم با عدالت در انديشه ديني

تحقیق
متشکل از 29 صفحه ، در قالب word قابل ويرايش و اماده پرينت

بخشی از محتوا ::
اسلام، تنها نسخه مكتوب نيست. تنها در وجود لفظي و وجود كتبي خلاصه نشده است. رهبران معصوم ما تجسّم واقعي حقيقت اسلام در زمان خود بوده اند. اميرمؤمنان كه خود امكان اداره حكومت در ساليان محدود به دست آورد، زيباترين چهره عدالت اجتماعي را به نمايش گذاشت؛ به گونه اي كه گفتند به خاطر شدت عدالت در محراب عبادت كشته شد. در زندگي شخصي، زندگي فرزندان و نزديكان، در عرصه قضايي، در عرصه سياسي و اقتصادي جامعه، به بهترين وجه چهره عدالت را مجسم ساخت. او پوشاكي تن آزار و خوراكي دشوارخوار داشت و به همين جهت مورد اعتراض اصحاب قرار گرفت (94) ولي هرگز از اين سيره كناره گيري نكرد. وي در معرفي خود، در مصدر حكومت تمام كشور پهناور اسلامي فرياد برآورد كه: امام شما از دنيا به دو جامه فرسوده و دو قرص نان بسنده كرده است، (05) با اينكه خود مي گفت: مي دانستم چگونه عسل پالوده و مغز)درروز( گندم و بافته ابريشم به كار برم. ولي همراهي با محروماني كه احتمالاً در اقصي نقاط كشور اسلامي حسرت گرده ناني را ببرند و سير نخوابند را بر هواي نفس ترجيح مي داد و به صراحت مي فرمود: آيا راضي شوم كه به من اميرالمؤمنين بگويند ولي با آنان در مشكلات روزگار شريك نشوم و در سختي زندگي نمونه اي براي آنان نباشم؟! (15)